2/27/2002
کتاب: ديروز جلسه نقد کتاب ماه بود و موضوع هم کتاب"ساربان سرگردان"(نوشته ی سيمين دانشور).همان گونه که پيش بينی می کردم خانم دانشور به دليل بيماری درجلسه حاضرنشد(بخت يارش بود که نيامد!!!).
*سخن ران نخست خانمی به نام شريف زاده بود که به زبان بی زبانی می خواست بگويد کتاب خانم دانشورمالی نيست!!اماگويا چندان جسارت نداشت که به وسط هدف بزند!!
*سخن ران دوم آقای دکترپاينده نيز مطالعات ژرفی در باره نظريه ی رمان داشت وخيلی زور زد که نشان دهد درکتاب "ساربان سرگردان" هم شيوه های نوين رمان نويسی به کاررفته است.درحالی که اين مصداق به آنچه آقای دکتر می گفت هيچ ربطی نداشت!!
*سخنان دوسخن ران نخست را که می شنيدم با خودم می گفتم اين هم يکی ازآن جلسات کسل کننده است اما سخن ران سوم خانم بلقيس سليمانی چنان آتشی به پا کرد که برق ازسرم پريد!!خانم سليمانی سخنان اش را با بسم الله غرايی آغاز کرد(يعنی اين يک روشنفکر دينی است که سخن می گويد!!!) ودرهمان
آغاز تمثيلی محشررا به کار گرفت که چرت را ازسرم پراند وراست سرجايم نشستم:
درمنظومه ی آثار دانشور کتاب سووشون چون خورشيد است وباقی آثارش سياراتی که بافواصلی به دورآن خورشيد می چرخند.دراين منظومه کتاب"جزيره ی سرگردانی" همچون کره ی زمين است که سه چهارم اش آب است،بيابان فراوان دارد اما جاهای سرسبز هم دارد.در اين منظومه "ساربان سرگردان"حتی سياره هم نيست بلکه از اقمار است يعنی کره ماه است که به دورزمين می گردد،حياتی درآن نيست اما نوری هم دارد هرچند اين نورهم از خورشيد است.مبادا که جلد سوم يعنی "کوه سرگردانی"که قراراست درآينده منتشر شود سياره ی پلوتون باشد يعنی سرد ويخبندان ودورترين از خورشيد!!
هنوز درخلسه ی اين تمثيل زيبا بودم که سخن ران موج حملات منطقی اش به خانم دانشوررابه خاطر نوشتن چنين کتاب ضعيفی آغازکرد وآن هم به چه شيوايی!!حيف که اندکی هم ازپايگاه روشنفکری دينی ناله سرايی کرد که چندان خوشايند نبود برای مثال گفت که چرادانشوردرکتاب چندان به شريعتی نپرداخته است؟چرا سليم(روشنفکردينی داستان) به اندازه ی مراد(روشنفکرغيردينی داستان)پرداخت ندارد؟والی آخر.ازهمه جالب تر نگرش فمنيسم دينی سخن ران بود که در ابراز شادمانی برای اين که دانشور پدر آل احمد تنوع طلب(ازلحاظ امورجنسی)رادرآورده است نمايان بود.يکی نبود به سخن ران محترم بگويد خانم گرامی در اسلام که تنوع طلبی جنسی مردان حالت قانونی و شرعی دارد وفمينيسم را ديگر نمی توان از موضع روشنفکری دينی مصادره به مطلوب کرد
*سخن ران بعدی يعنی آقای حسن عابدينی نيز حمله به دانشوررا به خوبی پی گرفت وگفت چنين رمان هايی که جنبه ی خودزندگينامه ای دارد فقط از لحاظ اعترافی ارزش دارد واين رمان درواقع پاسخی بود به کتاب سنگی بر گوری آقای جلال آل احمد.اينک ديگر آل احمد هيچ بختی برای بت شدن ندارد.(چه زبان شيوايی دارد اين آقای عابدينی!!!)
*آخرين سخن ران هم آقای گودرزی بود که تيرخلاص رازد!!
0 Comments:

Post a Comment

بازگشت به بالا