9/29/2002
بوستان:جمعه ای که گذشت به سرمان زد بامدادک رابرداريم وناهاردرست کنيم برويم بيرون!!!برای کسانی که ماشين مند نباشند اين کارچندان هم آسان نيست.دست کم رفت وآمد اندکی ناخوشايند است.به هرحال پيشنهادزوجه به تصويب رسيد ورفتيم بوستان ايرانشهر،همان که محل خانه ی هنرمندان است.بامدادک که پاراازقفس 50 متری امان(يعنی خانه امان)بيرون می گذاردانگاردنيا را به اش داده اند.چنان مجذوب زمزمه ی برگ های درختان تبريزی درنسيم ملايم نيمروزی شده بود که کم تربه اداواطوارهای ما توجه می کرد.پس ازمدت ها توانستيم پروانه ای ببينيم که بال زنان آمدازروی بامدادک ردشد،کلاغی ببينيم که اندکی آن سو ترجست وخيزکنان کج کج نگاه مان می کرد،زنبوری ببينيم سمج که به هيچ وجه حاضرنبودازروی قاچ های خربزه دورشودوگربه ای که درنان وکتلت شريک سفره مان شد!!!بامدادک بيش از همه ازديدن گربه جاخورده بود !!
0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:
Create a Link

بازگشت به بالا