1/21/2003
نامه ي دوست :خانم جان ( مادر بزرگم ) تا آخر عمر به آقاجان ( پدر بزرگم )سر كوفت مي زد كه اگر عقل ات را نمي خوردي و يك آب هم روش ، هم خودت اين همه سال خانه نشين نمي شدي و هم بعد از خودت مي توانستي يك ارث درست و حسابي براي بچه هايت بگذاري .
آقاجان وقتي به چهل سالگي رسيد ديگر شده بود از اركان اصلي سرخه مسجد هر وقت تولد امامي مي شد و يا وفات ، امام جمعه او و چند نفر ديگر را كه كسب شان رونق داشت صدا مي كرد و مخارج را ياد آوري مي كرد . آقاجان هم كه دست به جيب اش براي مسجد حرف نداشت . كم كم براي تعميرات مسجد و منبر و پرده و فرش و رسيدن به متولي هم شده بود باني خير. خب ، براي توشه ي آخرت هر چند سالي مشهد و امام رضا رفتن هم واجب شد . اين جا بود كه صداي خانم جان در آمد كه :
خب خودت تنها برو .آخه چرا بايد امام جمعه و آن يكي را كه خواب نماي زيارت شده به خرج خودت ببري ؟ اين خرج چاووشي خان و سوغاتي از امام رضا براي مسجدي ها ديگر چه صيغه اي ست ؟ دكان را ول مي كني دست شاگرد . حساب و كتاب را هم كه سپردي دستش ....آخه قربان آن امام رضا بروم . والله خودش هم راضي نيست كه تو اين جوري از مال ات غافل بشي .
آقاجان مي گفت :
من دارم با نماينده خودش به پا بوس اش مي روم . خودش هواي مرا دارد . اين چند گوسفندي كه در سال مي كشم توي مسجد كسب مرا نگه مي دارد . تو هم در كار دين و ايمان من دخالت نكن
بله . چند سال بعد آقاجان ورشكسته شد و دكان از دستش رفت و خانه نشين شد . مادر بزرگ ام كه تنها فرزند پدر و مادرش بود و باغ و بيجاري هم علاوه بر ۲ خانه به ارث برده بود بار زندگي را به دوش گرفت و البته ديگر فقط دايي ام محصل بود و خاله هاي ام يا كار مي كردند و يا ازدواج كرده بودند . يك بار آقاجان پيشنهاد كرد كه خانم جان يكي از خانه ها را بفروشد و بيجار را و پولش را بدهد به او كه دوباره كسب و كارش را راه بيندازد . اما خانم جان گفته بود :
تو آن همه مال را براي مسجدت چراغ خريدي و يك فانوس هم براي خانه ات نگذاشتي!! حالا با اين چس مثقال مي خواهي كاسبي كني ؟ تو عقل ات را خورده اي يك كاسه آب هم روي اش . من عقل ام را به دست تو نمي دهم و نكرد كه نكرد
حالا توي سي اس پان ، ديروز آقاي رامين جهانبگلو ميز گردي داشت با خبر نگاران روزنامه هاي اين جا و تني چند از ايرانيان . داشت آينده ايران را تفسير مي كرد و نظريه مي داد . ايشان گفتند آقاي لاريجاني كه مسول صدا و سيما هست جزو نامزدهاي رياست جمهوري است و چون مورد اعتماد هر ۲ جناح است حتما رييس جمهور خواهد شد و خواهد توانست باب رابطه را با آمريكا و جهان غرب بگشايد . در نتيجه اشتغال ايجادخواهد شد و جوانان كه بزرگ ترين مساله براي شان كار و زندگي راحت است و كاري به كار سياست ندارند با داشتن آزادي هايي كه اين جناب به وجود خواهد آورد آرام خواهند گرفت و ايران از نظر اقتصادي و امنيت اجتماعي و پيشرفت به جايي خواهد رسيد .
خب ، ديدم توي وبلاگ ها و روزنامه ها داد همه از برنامه هاي صدا و سيما بلند است . گفتم اگر ايشان نمي توانند يك دستگاه روابط عمومي را درست اداره كنند كه صداي اعتراض مردم در نيايد . چطور مي تواند ان ام القراي آشفته بازار و ورشكسته را به جايي برساند ؟
خدا بيامرزد خانم جان را اگر زنده بود حتما به اين آقا مي گفت :
تو كه عقل ات را خورده اي يك كاسه آب هم روي اش . حالا مي خواهي اين ملت هم عقل اش را بسپارد دست آقاي لاريجاني ؟
0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:
Create a Link

بازگشت به بالا