شب پنجم انستيتو گوته:دراين وانفساي بي روزنامه گي اگر امام زاده اينترنت را هم نداشتيم دق کردن روي شاخ اش بود!!سواي امام زاده اينترنت خدا پدردست اندرکاران روزنامه ي
شرق راهم بيامرزد که درواپسين روزهاي سال ويژه نامه ي پرملاطي بيرون دادندکه خوراک اين روزهاي تعطيل است.يکي از مقالات جالب ويژه نامه ي شرق گزارشي است درباره ي شب شعر معروف انستيتو
گوته که آدمي به نام
سهيل آصفي نوشته است.دراين گزارش نويسنده نگاهي به ۱۰ شب شعردرانستيتو گوته انداخته است وپس ازآن که درباره ي سخنان وسخن رانان هرشب مي نويسد از حال وروزکنوني شان هم چند خطي مي نويسد.فلاني هنوز هست .بهماني به رحمت ايزدي پيوسته است وازاين حرف ها.تنها درمورد شب پنجم نمي تواندچنين کاري کند!!لابد درخانه اگر کس است يک حرف بس است!!
«
و اما اين شب همان شبي است که ياد ياران را زنده وتلخاي دوزخ رادرهررگ بازماندگان آن شب مي دواند.شب باراني دلتنگ، آن كه ازديده رفته، اما همچنان درخاطر ودردل مانده است،دراين شب سعيد سلطان پور كه تازه اززندان آزاد شده، به انستيتو گوته مي رود وشعرهاي بسيار تندي را برضد استبداد مي خواند وفضا شديدا تحت تاثير كلمات آتشين او قرار مي گيرد..»