Sunday, November 23, 2003
به دندان هفت گرگ دريده شدم
وچون سگان نجات
به خوردنم يله گشتند
به خنجربلندچوپان، سربريده شدم

( مجموعه ي حادثه دربامداد، منوچهرآتشي)
زنده ياد پوينده:
آزادي انديشه،بيان ونشر نبايد به هيچ وجه محدود،مقيدومشروط شود.آزادي انتقاد،آزادي ابراز عقايد مخالف ، هرقدرهم به نظر عده اي ناپسند، زيان بخش وانحرافي باشد،درجامعه ي دمکراتيک بايد به طورمطلق باقي بماند.
فقط کساني با آزادي بي قيد وشرط بيان مخالف اند که ريگي به کفش دارند و ازآگاهي مردم وآشکار شدن همه ي واقعيات مي ترسند
Saturday, November 22, 2003
جا قحطي بود؟!!: تکيه کلام جديد آقا وذوب شدگان من يکي رو که کشته درست وحسابي!!بعد ازشنيدن دشمن، استکبار واستحقار(اين يکي تازه ازتنوردراومده!!) چشم ما به جمال «جنبش نرم افزاري» روشن!!طرف داشت مي گفت استکبارغبطه مي خورد به به جنبش نرم افزاري جوانان ما!!حالا ديگرهمه دارنداين اصطلاح تازه را قرقره مي کنند!!(يادم باشه برم ببينم توي فرهنگ زبان مخفي نرم افزاريعني چي!!!)
راستي اين برنامه ي بيست ساله اي هم که طرف براي پيشرفت ميهن آرياي اسلامي تدوين کرده است به راستي کولاک است!!آره ديگه بيست سال ديگه به تمام اين کهنه ورشکست هاي اطراف مون مي گيم پيف پيف برو کنار بو مي دي !!اصلا به کون مبارک خودمان هم همين را خواهيم گفت!!مي دونيد چي از همه خنده دارتره؟اين که سرتاپاي اين برنامه جمع شده توي يک برگ دفترچل برگ؟!!نه بابا !!اين که اين برنامه رو توي مصلاي تهران اعلام کرد!!چه ربطي داره؟خب معلومه ديگه بيست ساله دارند اين مصلي را مي سازند هنوزتمام نشده!!آن سيدآرتالي هم پيش ازپرتاب به لقاالله کلي پول براي ساخت مصلي واريز کرده بود.ازارثيه ي باباش؟من چه بدونم!!خيلي حرفه نه؟ آدم بياد برنامه بيست ساله براي بهشت سازي ميهن آريايي اسلامي بنويسه بعد بره درست همونجايي که مظهرشکست هرچه پروژه تخمي است درباره اش روده درازي کنه!!!من که بودم فوري مشاورامو عوض مي کردم!!
علي رضا علوي تبار:جايي ديدم که شخصي گفته بود فروغ فرخزاد مهم ترين روشن فکر معاصر ما بوده است.من خيلي باشعرايشان آشنا نيستم.هرچندمي دانم که ازشعراي مطرح ومقبول جامعه ي مااست.
بامدادک:خوب کاري کردي!!شعراي اين خانم ازراه به درت مي کرد!!

ناطق نوري: گاهي اوقات خداوند به اين علت که بندگانش را دوست دارد دعاي آن ها راديراستجابت مي کند والبته درازاي اين ديراستجابت کردن به بنده اش ثواب اعطا مي کند
بامدادک:ازکجا مي دوني ناقلا؟نکنه حسابدار اوسا کريم هستي؟!!

رييس جمهور:متاسفانه هرچه نگاه مي کنيم ازچپ وراست،دين دار و بي دين ، وخارج وداخل همه سعي دارندچهره اي ازنظام اسلامي نشان دهند مبني بر اين که اين حکومت باعث لطمه ديدن علم ازدست دادن فرصت ها وآزادي است وراه حل مسئله هم اين است که حکومت ديني کناربرود!!
بامدادک:سيدخندان عزيز چقدرديگه وقت مي خواي؟هزارسال وچهارصدسال خوبه؟
Thursday, November 20, 2003
به یاد پوینده ومختاری:واژه ،همان که پایه ی جان و روان انسان ها است، همان که درروزگار ما ابزار ی است برای ازراه به درکردن ذهن انسان ها وخمیرمایه ی است برای مغزشویی ها،همان که امثال گوبلز به لجن اش کشید ه اند و نوشتار های تبلیغاتی به پستی اش کشانده اند همچنان فضیلتی دارد رهایی بخش که ازمیان میله های زندان نیز به آزادی بال می گشاید. فرهنگی هنجارشکن می آفریند که به یوغ حکومت ها تن نمی دهد گیرم که هزارهزار به شنود تلفن نویسندگان بنشینند، هزارهزار دست نوشته را دریورش به خانه ی نویسندگان به یغما برند وهزار هزار کتاب را خمیرکنند.ازقفس ها کاری ساخته نیست وزندان بانان نیز خود به خوبی می دانند.به هرکاری دست خواهندزداما نویسندگان نیزترانه خوان واژه ها ی پابلونرودا هستند:"ترانه ی دگرگونی های اکنون وآینده"
(واژه را نمی توان کشت، نادین گوردیمر،متولد20 نوامبر1923)
Wednesday, November 19, 2003
بخوربخورخيلي بخور!!: بدبختي ماه مبارک ومخفيانه خوري يک طرف( مي دانيد امروز ناهار چي خوردم؟!!نان وپنير وگردو !!عين چوپان هاي روستاهاي کوهستاني شمال!!جاي تان خالي!!!) مصيبت دعوت به افطاري ها هم يک طرف!!!خدا وکيلي وقتي جورج بوش افطاري مي دهد روابط عمومي وزارتخانه ندهند؟چه حيف وميلي که نمي شودجماعت تا خرخره مي لمبانند!!ازهمه بدتردعوت نامه ي افطاري است. پر ازکلمات کليشه اي ورياکارانه که به درد آسيب شناسي رياکاري مذهبي و واکاوي درابتذال واژگان مي خورند!!باورنمي کنيد پس عين متن دعوت نامه اي را که براي من فرستاده اند بخوانيد!!

باسمه تعالي
برادرگرامي جناب آقاي مهندس فلاني
با سلام
ضمن عرض تسليت به مناسبت فرارسيدن شهادت مولي الموحدين حضرت علي(ع) وآرزوي قبولي طاعات وعبادات بدين وسيله خواهش مند است دعوت مراسم افطاري اين دفتررا که درروز پنجشنبه ۲۹/۸/۸۲ برگزارمي شود بپذيريد وافتخارميزباني به ما بدهيد

فلان فلانيان
مديرکل روابط عمومي

نشاني: خيابان شهيد بهشتي- روبروي فلان جا- تالار بيسار جا

عزت الله انتظامي:الان مردم لج کرده اند، به سينما هم نمي روند، کتاب هم نمي خوانندوراي هم نمي دهند.
بامدادک: اي والله لجته!!
اباعبدالله را ولش يانکي ها را عشق است!!: ازهنگامي که دست اوسا کريم ازآستين ارتش آزادي بخش ايالات متحده بيرون آمد واماکن متبرکه ي عراق آزاد شد که البته دعاي مومنين هم بي اثر نبوده است دراين اراده ي الهي، سيل مشتاقان زيارت به سوي کربلا ونجف وجاهاي ديگر عراق سرازيرشده است به طوري که ميدان هاي مين وراهزنان وگرگ هاي بيابان هم جلودارشان نيست!!يکي ازاين شيفتگان زيارت نيز دايي عيال بود که راهي شد وشکرخدا به سلامت هم برگشت.براي ماهم براي بامدادک هم سوقاتي آورد.چي آورد؟يک جفت کفش به رنگ سبزسيدي، يک عدد عرق چين فرد علا، يک پرچم مثلثي متبرک اباعبدالله!!!براي عيال هم مهر وتسبيح آورد.براي من بيچاره هم چيزي نياورد!!خاک تربتي، خرمايي، گلاب ملابي هيچ چي!!!ازهم جالب تر عکس هايي بود که خودش وهمراهان اش با سربازان امريکايي گرفته اند.هرچه به عيال مي گويم چندروزي عکس ها را قرض بگيرد تا ازآن ها نسخه ي ديجيتالي بگيرم به خرجش نمي رودکه نمي رود.تصورش را بکنيد سربازآمريکايي با اسلحه وقمقمه ويقلاوي وبندوبساط دروسط ايستاده است جماعت حاجي ها هم عين نگين درميان اش گرفته اند وهرکدام به نوعي دست شان راروي جايي ازبدن اش گذاشته اند انگار ضريح امام زاده اي باشد.سربازامريکايي هم لبخندمليحي تحويل دوربين داده است. معلوم نيست به ريش جماعت مي خندديابه بخت نکبت بارخودش!!جماعت کبلايي ها هم شيفتگي ازچشمان واطوارشان مي بارد!!آدم شک مي کند که مبادا اباعبدالله بهانه ايي بوده است براي زيارت ابوابجمعي ارتش آزادي بخش ايالات متحده!!
راستي ازبامدادک که مي پرسيم دايي کجا رفته بود مي گويد کببلا!!مي پرسيم چي برات آورد مي گويد کش(کفش!!) انگارسوقاتي هاي ديگر را به شامبول اش هم حساب نمي کند!!
Tuesday, November 18, 2003
حبيب الله پيمان: آزادي وروشنايي جز با مقاومت وتقوا به دست نمي آيدتقوا سپر ايمني انديشه واحساس است.
بامدادک: حالا اين تقوا کيلوي چنده اخوي؟

ناطق نوري(عضومجمع تشخيص مصلحت):ببينيد کساني که به ملت ما ظلم کردند به خصوص ديوانه اي مثل صدام به چه روزي افتادند اين دراثردعاي پدران ومادران شهداي وجانبازان است
بامدادک: يعني مي خواي بگي خودت ظلم نکردي ناقلا ؟!!
خشتک را بپا!!: بالاخره نمرديم مطلبي ازجناب سروش خوانديم كه درآن با استفاده ازاشعارمولوي مادرمرده به سراغ واکاوي مسائل روز نرفته بود!!سخن راني جناب شان درباره ي «آزادي وقدرت» درامپريال کالج لندن را مي گويم.سخن راني جالبي مي بود اگرمانند هميشه آغشته به عدم صداقت جناب سروش نمي بود.مشکل اصلي سروش که سبب مي شود نتوان ادعاي روشنفکري اش گيرم باپسوند متناقض نماي ديني را پذيرفت همان عدم صداقت اش است.خصلتي که سبب شده است هنوزکه هنوز است بدهي قديمي اش به روشنفکران ودانشگاهيان ايران را تسويه حساب نکند!!معذرتي وخشک وخالي!!
باري جناب ايشان درسخن راني امپريال کالج به زاويه ي ديد مي پردازد واين که مفاهيم اززاويه ي ديد حاکمان ومحکومان باهم فرق دارد وسعي مي کند با مثالي قضيه را روشن کند.درهمين مثال است که عدم صداقت استاد بدجوري توي ذوق مي زند.ايشان مي گويند که رهبرانقلاب يعني همان سيدارتحال کرده ، درپيش ازانقلاب اززاويه ي ديد محكومان سخن مي گفت وتعيين حكومت بدون توجه به نظرپيشينيان را حق هر نسل مي دانست.سپس سروش به سراغ دوران پس ازانقلاب مي آيد اما مي گويد« انقلاب پيروز شد،رهبر انقلاب درگذشت تا اين كه درسال هاي گذشته دستگيري منتقدان آغاز شد»
متوجه ايد كه جناب سروش فاصله ي پيروزي انقلاب تا ارتحال را باگامي بلند زيرسبيلي رد مي كند كه به راستي آدم نگران مي شود كه چنين گام بلندي مباداخشتك مبارك رابدراند!!!يعني دردوره ي مذكور هيچ حادثه اي رخ نداد؟منتقدي دستگير نشد؟ يا آنكه جناب ايشان هم برسفره قدرت خوش مي چريدند ونمي توانند دراوج انديش مند بازي خود به آن دوره بپردازند؟يكي نيست بگويد مرد حسابي مثال ديگري مي زدي كه تركمون نزني به سخن راني ات درامپريال كالج لندن!!!
چامسکي: هسته ي کانوني وبنيادين اديان تسليم بودن وپذيرش باوره است.درهردين سازمان يافته اي ، الوهيت ازطريق واسطه ها صحبت مي كند.واسطه هايي كه علنا ازديگران متمايز شده اند.
بامدادك: كجاي كاري استاد جان درميهن آريايي اسلامي به اوسا كريم مي گن نماينده ي ولي فقيه دراموركائنات!!!
رييس جمهور: تمام مشكلات ونيازها فقط وفقط باعبادت خدا وباپناه بردن به خداوند رفع مي شود وراه ديگري وجود ندارد.
بامدادك: روضه خوان نبودي اون هم كه شدي !!سيدخندان جان اون همه حرف درباره ارطو وپرسطو كشك بود؟
Wednesday, November 12, 2003
ما عرب نيستيم!!!:گروهي از روشن فکران مصري حزب جديدي به نام «مصر مام ميهن» (مصر الام)درست کرده اند ومي گويند فرهنگ مصر جداي ازفرهنگ اعراب است.يک ازبنيادگذاران اين حزب مي گويد«ما مصري هستيم نه عرب.با اعراب دوست وهمسايه ايم اما عرب نيستيم!!» قراراست حزب جديد رادرپايان ماه رمضان ثبت کنند.روشنفکران اين حزب معتقدند که عربي شدن مصر همانند مستعمره شدن بخش هايي ازافريقا توسط فرانسه است که سبب شدزبان مردم اين بخش ازافريقا زبان فرانسوي شود.ولي هيچ کدام ازاهالي اين کشورها خودرافرانسوي نمي دانند.ازهمين روحزب جديد درپي احياي زبان هاي هيروگليف وقبطي است وخواستارحذف واژه ي عربي ازعنوان رسمي مصر(جمهوري عربي مصر).
انگاراين روشنفکران ناقلاي مصري نيز مانند تمامي همتايان ملي گرا ي خود درکشورهاي اسلامي اين ترفند را سوارکرده اند که به طورمستقيم با اسلام عزيز شاخ به شاخ نشوندوگيرداده اند به عرب هاي بيچاره که نفس خودشان هم زير يوغ اسلام به شماره افتاده است!!

به داد فرهنگ اسلامي برسيد!!:لابد شنيده ايد که يکي ازبانوان افغاني به نام ويدا صمدزاي به تازگي گستاخي کرده است ودرمسابقه ي ملکه زيبايي شرکت کرده است.درسي سال گذشته انگارنخستين باري است که زني افغاني چنين جسارتي کرده است.ويدا خانم متولدافغانستان است اما۷سالي است که درينگه ي دنيا به سرمي برد.
اين داستان به گوش سردمداران دولت افغانستان رسيده است لابد بادصبااين کاررا کرده است!!وماجرا ازهمين جا جالب مي شود.
يکي ازکله گنده هاي قوه ي قضايي افغانستان گفته است که صمدزاي با اين کار به فرهنگ اسلامي افغانستان خيانت کرده است(خداييش راست مي گه شورت دوتيکه و پستان بند مينياتوري که ديگه چيزي ازفرهنگ اسلامي به جا نمي گذارد!!) وقانون رازيرپاگذاشته است!!اين جناب کله گنده خان که معنوي نام دارد(ترو خدا اسمو ببين!!) اظهاراميدواري کرده است که ويداخانم ازکارش پشيمان شود!!البته ايشان ويداخانم را به پيگرد قانوني تهديد کرده است اما نگفته اند به چه جرمي وبا چه کيفري!!
قوه ي قضاييه ي افغانستان مانند قوه ي قضاييه ي ميهن آريايي اسلامي درسيطره ي کله خشک هاي مذهبي است وپارسال تلويزيون کابلي راممنوع کرده است ودوخبرنگاررابه اتهام توهين به اسلام به مرگ محکوم کرده است.رييس جمهورافغانستان حامد کرزاي هم درست مانند همتاي بي بخارش درميهن آريايي اسلامي درهردومورد لام تا کام حرفي نزده است.
جالب اين است که خانم حبيبه سورابي وزيرامورزنان افغانستان نيزويداصمدزاي را محکوم کرده است وکلي درباره ي آزادي واقعي زنان ونمايندگان واقعي زنان افغانستان داد سخن داده است.بيچاره لابد نگران دفتردستك خودش است!!
قابل توجه ي ذوب شدگان ولايت درميهن آريايي اسلامي:برويد خداراشكركنيد كه شيرين عبادي فقط به برداشتن روسري اكتفا كرد!!تصورش را بكنيد اگربا ميني ژوب مي رفت جلوي دوربين چه ضربه ي هولناكي به فرهنگ اسلامي وارد مي شد.استغفرالله توبه!!
قابل توجه ي ويدا صمدزاي:تو هم ازشيرين عبادي ياد بگير وبگو اسلام با مسابقه ي ملكه ي زيبايي منافاتي ندارد(خداييش درهيچ جاي قرآن مسابقه ي ملكه ي زيبايي محكوم نشده است!!)
شعارروز:خاتمي كرزاي پيوندتان مبارك!!

Tuesday, November 11, 2003
چه مردم سمجي!!:برپايه ي نظرسنجي تازه اي که درروسيه انجام گرفته است اگرهمين امروز دوباره انقلاب اکتبردرروسيه رخ دهد درصدچشم گيري ازمردم ازآن پشتيباني مي کنند.اگرقراربودانقلاب ۱۹۱۷ روسيه همين امروزرخ دهد۴۲٪ مردم روسيه بازهم فعالانه ازآن حمايت مي کردنديا به نحوي همکاري مي کردند.۲۷٪ صبر مي کردند تا ببينند چه پيش مي آيد.۱۶٪ هم فلنگ را مي بستند وبه خارج مي گريختند و۱۰٪ برعليه انقلاب وارد ميدان مي شدند.اين نظرسنجي توسط بنياد ويزيوم درتاريخ ۲۴ تا ۲۸ اکتبرانجام شده است
رييس کل دادگستري تهران:دادگستري براي مردم تشکيل شده است.لذابايد به مردم به عنوان ارباب احترام بگذاريم
بامدادک:حالا که کشکي کشکي ارباب شديم نوکرجان دستورمي دهيم کم تر زر مفت بزني!!
جانباز بي درصد!!:امروزصبح خواب ماندم به اتوبوس اداره نرسيدم. به لطف مش رمضون کسي هم به آدم گير نمي ده!!مذهبي هاي اداره هم اگرتيکه بندازند که فلاني مدير کلي مي آي فوري مي گم سحر خيلي بيدارماندم وحدود ساعت ۷ صبح تونستم يقه امو ازدست مش رمضون بيرون بياورم وچرتي بزنم!!(خيلي پر رو هستند توقع دارندازمزيت هاي نانوشته افزايش کون گشادي درايام ماه مبارک فقط خودشان فيض ببرند!!).خلاصه داشتم ازانتهاي عباس آباد سلانه سلانه مي رفتم آن طرف خيابان ولي عصر که ديدم اش.اورکت رنگ ورو رفته ي کره اي به تن داشت وساک ورزشي جمع وجوري به دست.آمد جلو وبالهجه غليظ اهالي شرق مازندران پرسيدکه چه جوري بايد برود زير پل سيدخندان.نگاهي به ريش خرمايي رنگ وچشمان آبي پررنگ اش انداختم(خداييش اگر توي ينگه ي دنيا بود هاليوودي ها ازش يک چارلزغلامحسين درست وحسابي مي ساختند!!) وگفتم که همراهم بيايد تا نشان اش بدهم.خوش خوشک که داشتيم به سر تخت طاووس نزديک مي شديم پرسيدم به کجاي سيدخندان مي خواهد برود که فهميدم مي خواهد ازآن جا به تهران پارس وترمينال شرق ودرنهايت به ولايت برود.به ذهنم رسيد اتوبوس هاي تهران پارس را نشان اش بدهم.به خودش هم گفتم با خوشحالي گفت چه بهتر.پرسيدم اهل کجاي شمال است.گفت بهشهر.نمي دانم چراويرم گرفته بود درفرصتي کمي که مانده بوداندکي به حرف بياورمش!!پرسيدم تهران چه کارداشته است.هنوز حرفم تمام نشده بود که زد کانال دو !!پريدم وسط حرف اش پرسيدم ازکجا مي داني مازندراني را مي فهمم.به چشمم نگاه کرد وباز به مازندراني گفت فقط شمالي ها اين قدرمردم دوست اند!!!عين واژه اي بود که به کاربرد(تو دلم گفتم موقعي که اوقاتم گه مرغيه به پستم نخوردي!!) گفتم من به لهجه ي غرب مازندران حرف مي زنم مثل شما کيي خورها(کدوخورها!!) بلدنيستم حرف بزنم!!نزديک بودازفرط خنده بيفتد توي جوب خروشان ولي عصر!!بعدش هم اصرارکرد که باهم مازندراني حرف بزنيم واطمينان مي داد که مي فهمد!!مي گفت جانباز است منتهي جانباز بي درصد!!دوره ي سربازي درفاو زخمي شده بود ودوندگي مي کرد که بلکه ازاين نمد کلاهي بدوزد براي خودش.حضرات هم مدام مثل توپ فوتبال بين تهران وبهشهر چندسالي است که به هم پاسش مي دهند.وقتي بهش گفتم بدون پارتي بعيد است به سربازها حق جانبازي بدهندگفت قربان دهنت!!کم مانده بود ماچم کند!!ديگررسيده بوديم سر تخت طاووس .اتوبوس هاي تهران پارس را نشانش دادم.پرسيدم کم وکسري که نداري؟؟پول مول که داري؟ اين بارراستي راستي بغلم کرد وبوسيد.بعدش هم ازميان راه بندان صبحگاهي خيابان ولي عصر رفت به آن سوي خيابان.
Monday, November 10, 2003
عشق سياست نمي شناسد!!:بسيارشنيده ايم که سياست پدرمادرنمي شناسدبه خصوص درجاهايي که سياست ورزان رجاله ها باشند!!اماازهمه جالب تر اين است که عشق هم سياست نمي شناسد.باورنمي کنيد؟پس لابدخبرازدواج دختر رهبرحزب کمونيست چين بايکي ازبزرگ ترين سرمايه داران اين کشوررانشنيده ايد!!عروس خانم ۳۳ساله تنها دخترپدرش است .البته دو تا خان داداش هم داردکه خدا براي اش حفظ کند.آقا داماد هم مديرعامل سابق شرکت سينا است که درحوزه ي رسانه هاي اينترنتي فعاليت مي کند.رسانه هاي چين کلمه اي هم دراين باره ننوشته اند حق هم دارند بيچاره ها!!فقرپرستي وساده زيستي مائوئيستي کجا و ماه عسل درينگه ي دنيا کجا!!آقا داماد ۴۰ساله که تا ماه آوريل ۶۷ ميليون دلارسهام ناقابل شرکت سابق الذکررادراختيار داشت نام ونام خانوادگي طعنه آميزي هم دارد:دانيل مائو.دوستان اش درشرکت هم لائو مائو(مائوي پير) صدايش مي کنند.به خاطرصميميت!!ايشان ازماه سپتامبر شرکت سينا راترک کرده اند.دست خدا به همراهش!!

محسن ميردامادي(نماينده ي تهران ): درسال ۵۸ گروه هايي که دل خوشي ازانقلاب نداشتند(عمدتا گروه هاي کمونيستي) با توجه به اين که دردانشگاه ها پايگاه چنداني نداشتند هرروز مي رفتند مدارس را تعطيل مي کردند!!
بامدادک:اخوي جان که فاتح سفارت آمريکا هم هستي اگردانشگاه دست شما بود چرا تعطيل اش کرديد؟!!براي رضاي خدا يا رضاي اسلام ومسلمين؟!!
Sunday, November 9, 2003
نامه ي دوست
ديويد آمد كافه تريا براي ناهار . با اي -ميلي ازپسرش در دست . نمي‌دانم چرا خيال مي‌كند کارشناس خاور ميانه ام چند بار هم به اش گفتم که تا حالا به كشورهاي عربي پاهم نگذاشته ام چه برسد به عراق . ولي دست بردار نيست .
ماتيو نوشته بود محل ماموريت اش كربلا است . مقبره ي گران قيمتي كه تمام گنبد هاي اش از طلا هست آن جاست . مردم مي‌گويند طلاها را مردم ايران هديه كرده اند و هنرمندان صنعت كارايراني آورده اند و آن بالا نصب كرده اند . از درون مقبره خيلي تعريف مي‌كنند ولي به سربازان امريكايي چون مسيحي هستند اجازه ورود نمي‌دهند . ولي يكي از پليس هاي عراق كه با او خيلي دوست شده قول داده يك روزي با لباس عربي او را به داخل مقبره ببرد . البته اگر ارتش موافقت كند . چون به آنها دستور داده شده كه از مسافتي مشخصي به آن جا نزديك تر نشوند .
ماتيو نوشت حالا رامادان هست يعني ماهي كه اين مردم تا غروب افتاب غذا نمي‌خورند ولي چند روز ديگر مصادف خواهد شد با سال‌روز كشته شدن همين آدمي كه درون قبر است . يك عرب ديگر با قمه موقع نماز زده بود به سرش و او را كشت . (معلوم است كه ماتيو نجف راباكربلا اشتباه گرفته است!!!)
براي آن چند روز دستور مخصوص داريم كه خيلي مواظب باشيم و هيچ خطايي از ما نبايد سر بزند . حتي نبايد بخنديم . اين مردم خيلي فقيرند . ميوه و سبزيجات خيلي خيلي كم است . سر گوسفند را با قمه روي خاك مي‌برند و گوشت اش راآويزان مي‌كنند در هواي آزاد و مردم در حالي كه مي بينند روي‌اش مگس مي‌نشيند مي‌خرند و مي‌خورند و مسموم هم نمي‌شوند . مردم بعد از غروب كه غذاي كمي مي‌خورند مي‌آيند و رهبرشان كه پارچه بزرگي روي سرش پيچيده صدايش از بلندگو ها پخش مي‌شود و ناگهان تمام مردها به صداي بلند گريه مي‌كنند . ولي وقتي از آن جا بيرون مي‌آيند كه به خانه هاي شان بروند همه خوشحال اند و با هم شوخي مي كنند . راستي اين جا هم مثل جاي قبلي كه بوديم كك داردولي من از وقتي كه كالر ها را مي بندم راحتم و مرا نيش نمي زنند مردهاي عراقي همه اشان از كك ناراحت اند و معمولا بيشتر ناحيه آلت تناسلي شان را نيش مي زند . تقريبا تمام مردهاي عراقي مرتب در حال خاراندن آن جاي شان هستند ولي هيچ زني اين مشكل را ندارد . چون مي شود دست هاي زنان را ديد كه آازاد است و كاري انجام نمي دهد . پدر وقتي يكشنبه ها كليسا مي روي براي من دعا كن و از مسيح بخواه كه زودتر كارم در اين جا تمام شود و برگردم .دلم براي غذاي مادر و غواصي تنگ شده . دوست تان دارم . ماتيو
ديويد گفت براي چه مردها گريه مي كنند ؟ مگر سال هاي طولاني از مرگ آن جنتلمن نگذشته ؟گفتم زن ها هم برايش گريه مي كنند مخصوصا زنان مجرد . مساله بر سر اين است كه او مثل مسيح نرفته پيش پدرش خدا و فوت كرده . گريه آن ها هم از اين است كه اگر امام آن ها هم پسر خدا بود مجبور نمي شدند با آن همه نفت زير پاي شان در فقر زندگي كنند و امت پسر خدا بيايد و نفت شان را به زور بگيرد و آن ها را هم در كشور خودشان نگذارند با خيال راحت زندگي كنند . كار آن مردي هم كه پارچه به دور سرش پيچيده و آن ها را ميگرياند نگه داشتن آن ها در فقر اين دنياست با وعده بهشت در ان دنيا .
سر و كله كليولاند پيدا شد . گفتم يك چيزي شبيه همين كشيش كليولاند مرده خور . كليولاند مي داند كه دست از سرش بر نمي دارم . خنديد و گفت فردا مراسم تدفين دارم . ورقه ۴ ساعت مرخصي را گذاشت جلوي ديويد كه امضايش كند
Saturday, November 8, 2003
ما خيلي مجلسيم!!!:اکنون به تمامي کنش هاي عرصه سياست ميهن آريايي اسلامي بايد ازاين دريچه نگريست که مي خواهند هرجوري شده است مردم را به پاي صندوق انتخابات بکشانند.استيضاح اخير وزير مخابرات را هم بايد ازاين منظرنگريست وگرنه مسائلي مثل افتضاح بودن شبکه ي تلفن همراه،شنود تلفني،رشوه گرفتن درمناقصه ها وغيره موضوعات تازه اي نيست و ازهنگام هبوط آدم ابوالبشر وجود داشته است.هدف آن بود که نشان دهند «مجلس زنده وپويا است»( به قول شکوري راد نماينده ي تهران) اما اين مجلس نشان داد که حتي دربرپاسازي خيمه شب بازي هم بي عرضه است.ازاين افتضاح تر نمي شدکه يکي ازامضاکنندگان برگه ي استيضاح درروز موعود بدل به موافق شود وهمچون خواب نما شده ها به ستايش ازکسي بپردازد که خودش تا ديروز از بي عرضگي اش داد سخن مي داد.ماجراي استيضاح وزير مخابرات به خوبي عمق ورشکستگي وبي برنامگي آقايان اصلاح طلبان را نشان داد.
رييس فرهنگستان زبان وادبيات فارسي: بيانات مقام معظم رهبري مبني برنقش مجلس درامضاي پروتکل الحاقي مهم بود.
بامدادک: خدا کنه پدرزن من هم همين جوري از پدرم تعريف کنه!!!
عجب بي چشم ورويي هستند اين اروپايي ها!!:برپايه ي نتايج همه پرسي جديدي که توسط اتحاديه ي اروپا انجام شده است ازنظراروپاييان بزرگ ترين خطر براي صلح جهان اسراييل است(۵۹ درصد پاسخ دهندگان) وجايگاه دوم هم به سه کشورکره ي شمالي ، ايران وايالات متحده رسيده است(۵۳ درصد).جالب اين جااست که همه ي اين کشورها نيز خودرامهدمردم سالاري و صلح مي دانند.راستي راستي آدم سرگيجه مي گيرد!!راستي هشت کشور ازچهارده کشوري ازنظر اروپاييان تهديد کننده ي صلح به شمار مي آيند عربي- اسلامي اند(ايران ، عراق ، افغانستان ، پاکستان ، سوريه ، ليبي ، عربستان وسومالي) .مبارکه!!!
Wednesday, November 5, 2003
مستندمستند!!:دادگاهي درايالت متحده بايگاني پرسش وپاسخ هاي ردوبدل شده ميان دادگاه ومتهمان رامنتشرکردکه دوستي برايم فرستاده است .بعضي هاي شان راستي راستي خنده دارند!!!
پ :تاريخ تولد؟
ج:۱۵ ژوييه
پ: چه سالي؟
ج: هرسال!!!
----------------------------
پ:پسرتان چند ساله است؟
ج:سی وهشت يا سي وپنج.درست يادم نيست
پ:چندسال با هم بوده ايد؟
ج: چهل وپنج سال
------------------------------
پ:وقتي که ازشما عکس مي گرفتند حضورداشتيد؟!!
---------------------------
پ:گفتيد سه تا بچه داريد درسته؟
ج:بله
پ:چندتا پسرند؟
ج:هيچ کدام
پ:دخترچي ؟دخترداريد؟!!!
----------------------
پ:چه شکلي بود؟
ج:بلند وريشو
پ:مرد بود يا زن؟
------------------------
پ:هرجوابي که مي دهيد بايدشفاهي باشد.متوجه ايد؟اسم مدرسه اتان چي بود؟
ج:شفاهي!!
-------------------------
پ:آقاي دکتر قبل ازکالبد شکافي نبض هم مي گيريد يا نه؟
ج:نه
پ:فشارخون مي گيريد؟
ج:نه
پ:آيا امکان نداردطرف زنده باشد؟
ج:نه
پ:ازکجااطمينان داريد؟
ج:براي اين که مغزطرف توي شيشه روي ميزم است
پ:اما بالاخره ممکن است طرف زنده باشد.درسته؟
ج:بله ممکن است زنده باشد وجايي به شغل شريف قضاوت مشغول باشد!!!





مراسم سالگرد نماد مقاومت و مبارزه در راه رهائِِِِِِِِِِِی از ستم

صفر قهرمانيان

مراسم نخستين سالگرد درگذشت زنده ياد صفر قهرمانيان (صفر خان) نماد مقاومت و مبارزه در راه رهائی از ستم روز جمعه شانزده آبان برگزار می شود
بدينوسيله از دوستان, ياران, هم رزمان, هم بندان, خويشان و همه آزاديخواهان كه برآنند تا نام بزرگ زنده ياد صفر قهرمانيان, اين نماد توان‌مند مقاومت در راه بهروزی مردم ايران و تسليم نشدن به ظلم را گرامی بدارند, دعوت به عمل می آوريم تا در مراسم گردهمايی, يادبود و سال‌گرد او برسر مزارش شركت فرمايند.
ضمنا" به آگاهی عزيزانی كه با وسيله شخصی به محل برگزاری مراسم تشريف نمی آورند می رساند كه اتوبوس ها از مقابل منزل ايشان راس ساعت 14 به مقصد امامزاده طاهر حركت خواهند كرد .

نشانی منزل: بلوار آيت اله كاشانی جنب شهرداری منطقه 5 خيابان الهی كوچه دهم پلاك 13
مكان: گورستان (امام زاده طاهر – كرج)
زمان: جمعه 16 آبان ساعت 15 تا 17
خانواده قهرمانيان - كميته برگزاری مراسم سالگرد صفرخان

Tuesday, November 4, 2003
نگرش انتقادي
نگرش انتقادي يعني نگرشي عقلاني، ژرف، پاسخ گو و تخصصي كه هدف ازآن تصميم گيري درباره ي چگونگي كنش است.آن كه نگرش انتقادي داردپرسش هاي مناسبي مطرح مي كند، اطلاعات مربوطه را گردآوري مي كند،اطلاعات را به گونه اي مناسب كنارهم مي چيند،براساس اطلاعات به استدلال منطقي مي پردازدودرنهايت نتيجه گيري درست وسنجيده اي انجام مي دهدكه راهنماي زندگي وكنش خواهد بود.نگرش انتقادي خط قرمزنمي شناسد وبه تعالي نظردارد.كسي كه نگرش انتقادي داردمصرف كننده منفعل داده هاي اجتماع نيست.نگرش انتقادي مادرزادي نيست بايد آموخت اش.بسيار هرگز آن را فرانمي گيرند.ازپدرومادرودوستان هم نمي توان به خوبي رمزورازش را آموخت.بايدازاستادان فراگرفت.نگرش انتقادي نگرش علمي است.جوامع وفرهنگ ها نيز كم ترچنين نگرشي را تحمل مي كنند.اكثرمردم پيروان قدرت اند.نمي پرسند،كنج‌كاو نيستند و بالانشينان را به پرسش نمي گيرند.اكثر مردم نگرش مستقل ندارندوبه ديگران متكي اند.نگرش آرزومندانه و احساساتي در اكثريت قراردارد يعني هرچه را كه با آرزوها،اميدها واحساسات شان هم‌سازباشد درست مي پندارند.اكثرمردم با نگرش انتقادي ميانه اي ندارند.
به حق چيزهاي نشنيده!!: انجمني به نام «انجمن جلوگيري ازبدررفتاري با روبات ها!!» درايالات متحده ي امريکا اعلام کرده است که روبات ها نيز انسان اند يا دست کم روزي انسان خواهند شد پس حقوق آن ها رابايدرعايت کرد.البته همه مي دانند که راه درازي مانده است تا سامانه هاي داراي هوش مصنوعي هم‌سنگ انسان هوش مند شوداما اين امريکايي هاي لاکردار از هم اکنون به فکرمباني پاسداري ازحقوق روبات ها افتاده اند.
مرحوم ايزاک آسيموف سه قانون مشهوربراي روبات ها تدوين کرده بود که اکنون خشم هواداران حقوق روبات ها را برانگيخته است:
قانون نخست: روبات هاحق ندارند به انسان ها آسيب برسانند
قانون دوم: روبات بايد ازفرمان انسان پيروي کند مگر آن که با قانون نخست منافات داشته باشد.
قانون سوم:روبات حق دارد از خودش محافظت کند به شرطي که باقانون نخست ودوم منافات نداشته باشد.

هواداران حقوق روبات ها مي گويند اين يعني به بردگي گرفتن روبات هاي بيچاره!!مخالفان مي گويندبرده داري بد است چون ناقض انسانيت است اما چون روبات فاقد انسانيت است پس مشکلي درميان نيست مگر آن که بخواهيم روبات هاي داري خصلت انساني بسازيم که چه کاريه؟!!
ازنگاه هواداران حقوق حيوانات هم مي توان به موضوع نگريست!!هواداران حقوق حيوانات مي گويند بي خيال عقل وزبان!!همين که موجودي بتواند درد ورنج بکشد مي توان براي وي حقوقي قائل شد!!البته روبات ها هم که نمي دانند درد چيست!!مگرآن که بخواهيم روبات دردشناس هم بسازيم !!چه کاريه؟!!!
مرحوم کانت هم معتقد بود که نبايد با جانوران بدرفتاري کرد چون ممکن است سرمشقي براي بدرفتاري با انسان ها شود.اما درمورد ماشين ها وروبات ها اين موضوع هم صدق نمي کند!!!اگر کسي ماشين اش را نشويد مي توان ازکارش براي کتک زدن همسايه سرمشق گرفت؟!!
Monday, November 3, 2003
ماشاالله افغانستان!!!: برپايه ي گزارش دفترمبارزه با موادمخدرسازمان ملل متحد ودولت افغانستان که چندروزپيش منتشر شدافغانستان همچنان پيش‌تازتوليدترياک درجهان است و۷۵ درصدترياک جهان راتوليد مي کند.طبق اين گزارش کشت ترياک درافغانستان به گونه اي سرسام آور رو به افزايش است وبه ميزان پيش ازممنوعيت کشت ترياک توسط طالبان درسال ۲۰۰۱نزديک مي شود.درسال ۲۰۰۰ که افغانستان هنوزتحت حاکميت آدمخواران طالبان بود۳۲۶۷ تن ترياک درافغانستان توليد شد اما پس اعلام ممنوعيت درسال ۲۰۰۱اين رقم به ۱۸۵ تن کاهش يافت. درسال جاري ميلادي وپس ازآزادي افغانستان توسط ارتش آزادي بخش ايالات متحده توليد ترياک باافزايش چشم گيري به ۳۶۰۰ تن رسيد.
علي رغم افت قيمت ناشي ازافزايش توليدتجارت ترياک ۲۳ درصد توليد ناخالص ملي افغانستان را تشکيل مي دهد ومعادل يک ميليارد دلاراست.امسال زمين زير کشت خشخاش درافغانستان ۸ درصد افزايش يافت وهم اکنون در۲۸ استان از۳۲ استان افغانستان ترياک توليد مي شود.
Sunday, November 2, 2003
رييس مجمع تشخيص نظام:اختلافات سياسي امري طبيعي براي هرکشوري است که داراي دمکراسي وآزادي است.اساسا وجود دمکراسي منجر به اختلاف بين آرا ونظرات مي شود.
بامدادک:اين چه ربطي به ميهن آريايي اسلامي دارد؟!!!
راهنماي زخم معده نگرفتن درماه مبارک!!:يکي ازدردسرهاي اصلي درماه مبارک شرکت درجلساتي است که ازساعت ۱۱ صبح تا ۳ بعد ازظهر مي گذارند.فرض را براين گذاشته اند که همه روزه اندوتوجه ندارند که بيچاره هايي مانند من سرساعت ۱۲ بايد جيم بشوند وسوخت گيري کنند.اگرخبرجلسه را درهمان روز برگزاري به آدم بدهندکه واويلا است و بايد سوخت وساخت.يعني ساندويچ را بايد ساعت ۴ بعدازظهربخوري بي بروبرگرد.اما اگرازپيش خبرداده باشند مي شودکاري کرد.بايد صبح زود ازخواب بيدارشوي صبحانه توپي بخوري که تاغروب نگه ات دارد.خودم که درچنين مواردي ازشب قبل به عيال مي گويم برايم مقداري کته بگذارد.مقداري هم باقلي خشک مي گذارم درون آب تا صبح خيس بخورد.بعد هم به اندازه کافي اشبل ازشکم ماهي شور درمي آورم وکنار مي گذارم.صبح که بيدارشوم فقط پيازراکم دارم که آن را هم آماده مي کنم.راستي گردو هم فراموش نشود.اين معجون تاساعت سه چهاربعدازظهر آدم را به خوبي نگه مي دارد.براي غير گيلک ها هم کله پاچه را توصيه مي کنم.
Saturday, November 1, 2003
نام هاي جانوري!!:پايانامه ي کارشناسي ارشددوستي رامي خواندم که درباره اش نظر بدهم(آره بابا ما کم الکي نيستيم که!!).تازه ازتعجب شنيدن خبر افطاري دادن بوش درکاخ سفيد درآمده بودم(تصورش را بکنيد زولبيا وباميه درکاخ سفيد!!) وگمان مي کردم که تعجب دان !!حقير ته کشيده باشدو تا چندماهي بايد تعجب کردن راتعطيل کنيم اما اين پايان نامه را که خواندم فهميدم که تعجب دان اين حقير چاه ويل است وانتهايي ندارد.موضوع پايان نامه درباره ي اسامي مکان هايي است که ريشه ي جانوري دارند واين که به علت احترام قبايل ايراني ،عرب وترك به جانوران نام بسياري ازمكان ها ريشه ي جانوري دارند.برخي از اين ريشه ها رابدانيد بد نيست هم براي اين دنياي تان خوب است هم براي آخرت تان!!
سيستان = سگستان
خراسان = خروسان، خروس ها
تاجيك = تازيك= سگ شكاري
حاتم = كلاغ سياه
فرعون = نهنگ
كاوه = گاوه
جواد= اسب تندرو
قريش = اره ماهي
عثمان= مار
يونس = كبوتر
كلثوم= فيل
پارس = نوعي پلنگ كوچك
زال = كرگدن دريايي
گنجه = خردم بريده
يعقوب = كبك نر
شاهرخ= كرگدن
سكينه = خر ماده
سيد = بز پير
اصفهان = سگ ها(اسفه= سگ)
خديجه = بچه ي زودتر از موعد به دنيا آمده ي شتر
خزعل = كفتار(اين نام مرا كه ياد نام هيچ آخوندي نمي اندازد!!)
البته اهالي فرنگ هم ازقديم با جانوران ميانه ي خوبي داشته اند.براي مثال برلين يعني خرس آبادوهامبورگ يعني خوك آباد
باغبان بامزه !!:صبح ازاتوبوس اداره جا ماندم.خداپدرمادرزن جان را بيامرزد اگربيدارم نکرده بودگمانم تالنگه ظهرمي خوابيدم(ديشب خانه مادرزن جان بوديم).تابرسم به اداره ساعت ۱۰ صبح شده بود.توي راهرو يکي ازافراد خدمات داشت به گلداني آب مي داد.اين افراد بخش خدمات اداره ي ما بيشترشان پيماني اند(شرکت هاي پيمان کاري) وجوان.هروقت مي بينم شان ناراحت مي شوم.جوان هاي رشيد وقلچماقي که جارومي کشند يا زباله دان را خالي مي کنند.رسيدن به گل وگياه اداره هم کار اين ها است که اين تازه بهترين کارشان است.خلاصه ديدم که يکي ازهمين جوانان خوش وقامت داردبه گلداني آب مي دهد.پرسيدم«اسم اين گل چيه؟ »
گفت«والله من هم تازه اومدم.نمي دونم!!! »
Thursday, October 30, 2003
این همه تنوع؟!!!:دراین ماه مبارک تکلیف دوگروه جماعت روشن است یکی گروهی که می خواهند باسرکوب معده به تعالی برسند ودیگری گمراهانی چون من که با اوساکریم لج بازی می کنند ودرماه مبارک اشتها ی شان به اژدها تبدیل می شود.اما یک گروه دیگرهم هستند که برای لاغرشدن روزه می گیرند ووگرنه به هیچ چیز اعتقادندارند.این گروه ازهمه جالب ترندیعنی ازآب هم کره می گیرند.ازخودشان بپرسی می گوینددراین ماه که آب خوش ازگلوی آدم نمی گذارندپایین برود پس بهترین فرصت است برای وزن کم کردن.این همه فرصت طلبی نوبره والله.حالا من اگرمذهبی هم بودم ازلج حضرات ماه دیگری غیر ازماه رمضان روزه می گرفتم!!!راستی گروه چهارمی هم وجود دارد.دیروز یکی شان را دیدم.مهندس پتروشیمی است.روزه می گیرد اما نمازنمی خواند!!گفتم مرد حسابی روزه که می گیری نماز هم بخوان!!گفت بابا روزه یک ماه می گیری تموم می شه می ره پی کارش اما نماز که تمومی نداره!!!گفتم بابا تو دیگه کی هستی!!!
Wednesday, October 29, 2003
پس داستان ازاين قرار بود؟!!:ازاوسا کريم پنهان نيست ازشما چه پنهان تا همين ديروز غم شکست پرسپوليس ازاستقلال ازنهان خانه ي دل مان رخت برنبسته بود هي پيش خودمان شيش وبش مي کرديم که آخرچراپرسپوليس بايد به استقلال مي باخت که ما اين همه کلفت از آبي ها بشنويم.ما هم مانند کارشناسان ريز ودرشت ميهن آريايي اسلامي هي باخودمان مي گفتيم مگر روي کاغذ هم که شده نفرات پرسپوليس بسيارنيرومندتر از نفرات استقلال نبود؟پس چي شد؟!!تا اين که ديروز فهميدم بازهم دست غيب درکاربوده است.مي دانيد چرا پرسپوليس به استقلال باخت؟استقلالي ها قبل ازبازي با پرسپوليس نذرکرده بودندکه اگرپرسپوليس راببرند به زيارت حضرت معصومه ومسجدجمکران بروند.ديروزهم با يک دستگاه اتوبوس راهي قم وسپس جمکران شدند.علي سامره مهاجم استقلال هم به دليل گل زدن به پرسپوليس براي اداي نذرش سفر يک روزه اي کرد به مشهد.
حالا ديگر خيالم راحت شده است که استقلال به خاطر برتري فني برنده نشد.آره بابا به ازما بهتران رشوه داده بودند.اميدوارم پرسپوليسي ها براي بازي برگشت رشوه ي بالاتري به از ما بهتران بدهند!!اصلا بهتراست سراغ گنده ترهاش بروند.کربلايي مکه اي مدينه اي !!!
Tuesday, October 28, 2003
دو نمااز ماه رمضان دراداره:ماه رمضان اداره سرشارازرويداد هاي جالب است.دونمونه اش راديروز ديدم:
(۱) يکي ازبرادران با زبان روزه وبانهايت خلوص به نمازظهرايستاده است.کجا؟درست دروسط اتاق.سجاده اي پهن کرده است وبلندبلند وباتلفظ هاي ناف جنبان به نيايش مشغول است.ناگهان تلفن همراه اش روي ميز شروع مي کند به آهنگ زدن.چه آهنگي؟ باورنمي کنيداگربگويم!!آهنگ باباکرم!!به سرجدم که هيچ وقت شادخواري اش ترک نشد سوگند که دروغ نمي گويم!!بادوگام خودش را به گوشي رساند .دکمه اي را زدوسرش را جلو برد ودوبارگفت الله اکبر !!دوباره دکمه اي را زد.گوشي را گذاشت روي ميز وبرگشت روي سجاده والهي به اميد تو!!دبرو که رفتي!!
ايستادم تا نمازش را تمام کند.گفتم«برادربه تلفن همراه که جواب دادي نمازت باطل شد!!»کاردمي زدي خونش درنمي آمد!!گفت«من که کاري نکردم ذکرالله گفتم!!» جانزدم وگفتم «ذکرالله مشکلي ندارد آن دکمه زدن هاي ات کارراخراب کرد!!» ديگرنتوانست دربرج شکيبايي مومنانه اش باقي بماندگفت«اصلا به توچه؟تو که به اين چيزها اعتقادنداري!!» گفتم«استغفرالله !!اين وصله ها به ما نمي چسبد!!» بعد هم به حال خودش گذاشتم تاازخلسه هاي بعدازنيايش فيض ببرد!!
(۲) دمدماي ساعت ده صبح يکي ازخانم هاي اداره به اتاق مان مي آيد.باسراشاره اي مي کند که به سوي اش بروم.مي گويد«ضعف کرده ام شکلاتي پکلاتي چيزي نداري؟
آب نباتي را که صبح ازبامدادک کش رفته ام تقديم مي کنم.مي پرسم «کجا مي خواي بخوريش؟» مي گويد«توالت!!» چندش ام مي شود.مي رود.پنج دقيقه ديگربرمي گردد.مي گويد«يکي ديگه نداري؟» مي گويم«نه.خوش مزه بود؟» مي گويد«نه بابا اون يکي افتاد توي عن وگه!!!»
بابک احمدي: بايد مراد ازمردم سالاري ديني را مشخص کرداگرمرادازقانون،احکام الهي ومقدس باشداين مفهوم با دمکراسي عهدروشنگري مدرن سازگارنيست.
بامدادک:گورپدردمکراسي عهدروشنگري!!بچسب به دمکراسي صدراسلام!!
Monday, October 27, 2003
مزروعي(نماينده ي اصفهان):مشروعيت نظام درگرو شركت يا عدم شركت مردم درانتخابات مجلس است
بامدادك: رجب علي جان اميدتون به اوسا كريم باشه!!اونه كه مشروعيت مي ده مردم سگ كي باشن!!
انقلاب اکتبر:کسي منکر آن نيست که درسال ۱۹۱۷ انقلابي درروسيه رخ داده است اما اين انقلاب سوسياليستي نبود.انقلاب سوسياليستي شرايطي لازم دارد که عبارتند از:
(۱) صنعت وکشاورزي پيشرفته
(۲)اکثريت داشتن طبقه ي کارگر(کساني که درقبال مزد توان جسمي خودرامي فروشد)
درروسيه هيچ کدام ازاين ها وجودنداشت.روسيه نه صنعت پيشرفته اي داشت نه کشاورزي پيشرفته اي.اکثريت جمعيت روسيه را نيز دهقانان تشکيل مي دادندکه درپي رها ساختن زمين ها ازدست اشراف وبهره برداري ازآن بودند.انقلاب روسيه تزاريسم،اشراف وبازوي عقيدتي تزاريسم يعني كليساي ارتودكس روسيه را سرنگون كردوازاين لحاظ شباهت بسياري به انقلاب فرانسه(1789-1793) داردكه ماركس آن را «انقلاب بورژوايي » ناميده است.شايدنتوان همين عنوان رابه طورکامل براي انقلاب روسيه نيز به کارگرفت زيرا بورژوازي روسيه برخلاف بورژوازي فرانسه خيلي ضعيف بود وبيش ازحد سردرآخور حکومت تزاري داشت.به همين دليل بودکه گروه ديگري دست به کارشدندکه همان روشنفکران روسيه باشند.بلشويک ها نيز درواقع شاخه ي انقلابي وضدتزاري همين گروه بودند.بلشويک ها درنوامبر۱۹۱۷ طي حرکتي که دست کمي ازکودتا نداشت قدرت را ازساير روشنفکران انقلابي ضدتزار گرفتند.درچنين شرايطي رفتن بلشويک ها به سوي ديکتاتوري تنها راه فراروي شان بود.درروسيه ي عقب مانده شرايط اقتصادي براي پاگرفتن سوسياليسم فراهم نبودبنابراين بلشويک ها چاره اي نداشتندراه رشدسرمايه داري (يا به قول لنين سرمايه داري دولتي )را درپيش گيرندوآن را ديکتاتوري پرولتاريا(متاسفانه باز هم به قول لنين) بنامند.انقلاب روسيه هيچ ربطي به سوسياليسم ومارکس ندارد وتنها راه را براي رشد سرمايه داري بازکرد راهي که رژيم واپسگراي تزاري سد کرده بود.درست همان کاري که انقلاب فرانسه کرد.
مارکس مي گويد سوسياليسم يعني«لغو نظام دست مزدي» درحالي که لنين گفته است:«واقعيت ها بيان گر آن است که براي ما سرمايه داري دولتي يعني گامي به جلو»
بلشويک ها اراده باوري را جانشين کنش آگاهانه ي طبقه ي کارگرکردندوحزب را تاحد گروه کوچکي از توطئه گران تقليل دادند.معتقد بودند که آگاهي را بايد ازبيرون وارد طبقه ي کارگر کرددرحالي که مارکس معتقد بود اراده ي هيچ حزبي نمي تواند جانشين آگاهي طبقاتي شود.نظريه ي لنين درباره حزب تراز نوين فجايع بسيار به بار آوردکه کمترين شان عبارتند از:انکارخشونت بار حقوق ساير احزاب کارگري واحزاب بورژوايي، تعطيل فعاليت تمام گروه هاي سياسي درروسيه، سرکوب مخالفان ورژيم پليسي.
درحالي که مارکس هوادار تعدد احزاب کارگري(دمکراسي کارگري) ومعتقد به ضرورت وجود گرايش هاي گوناگون درون حزب ها ورعايت دمکراسي درون حزبي بود.


Sunday, October 26, 2003
گزارشي ازدوستي سال ديده:جمعه دوم آبان رفتيم خانه ي هنرمندان براي اجلاس انجمن حمايت ازحقوق کودکان.ساعت ۴ تا ۶ غروب.اعضاي انجمن رااگر مي شمردي(روي سينه اشان پلاکي زده بودند) به سختي از شمارانگشتان دودست فراترمي رفت اما هواداران خانم عبادي تالارگردهمايي وراهرو هاي خانه ي هنرمندان راپرکرده بودند.خانمي ،شايد رييس كنوني انجمن،خيرمقدم گفت به حاضران.خانم عبادي پيام انجمن را خواند وآقايي به نام باران!!! همراه با نواختن گيتار سه ترانه ي نو خواند:
(۱) آقايون، خانوما، واکس مي زنم
(۲) دختر گل فروش پشت چراغ قرمز
(۳) اي کاش ضامن آهو شفا مي داد

آقايي هم پيام انجمن حقوق بشر راخواند.کودکي آکاردئون نواز از خانه ي کودک شوش(همان که شب ورود عبادي به فرودگاه هم آمده بود) هنرنمايي کرد.بازهم اي الهه ي ناز وسپس سلطان قلب ها را نواخت.درپايان هم اي ايران اي مرز پرگهر رانواخت که حاضران نيز هم آوازي کردند.
شيرين عبادي ازفرصت استفاده کرد وازمردم خواست که شعار انجمن را سردهند:
« تحصيل ، کار کودکان است»
سپس خانمي نامه اي ازدختر ۱۳ ساله را براي جمع خواند:
«من سواد ندارم اما به نويسنده گفته ام هرچه را مي گويم بنويسد.من شرم دارم ازکارپدرم اما پدرم خجالت نمي کشد وهرروز ۳ مرد غريبه را برايم مي آورد.به من کمک کنيد
سپس خانم ايران باقري که سه روزاست به عضويت انجمن درآمده است سروده اي را تقديم بانوي صلح ايران کرد.دراين شعر وي را شيرزن ومردافکن خطاب کرد.همسرم که ازازدحام زياد جمعيت درآغوش من بود درگوشم گفت :«ظلم افکن نه مردافکن!!»
کودکان خانه ي ناصرخسرو هم باگروه همسراياني متشکل ازکودکان افغاني آمده بودندوگزارشي ازدست آوردهاي شان دادند.
صداي يارا(با شماره تلفن ۸۵۰۱۴۱۴ و۸۵۰۱۴۱۵) که ازدي ماه ۱۳۷۹ آغازبه کارکرده است وهمه روزه ازساعت ۹ تا ۱۷ به کودکان مشاوره ي تلفني مي دهدگزارشي ازعملکرد خود داد.
درفرصتي ديگر شيرين عبادي از کاوه گلستان يادکردوگفت او با عکس هايي که ازرنج ودرد کودکان جنوب تهران گرفت دل بي ترحم ما را به رحم آورد..بعد بلند شد وبراي اوصلوات فرستاد وسپس تقاضاي يک دقيقه سکوت کرد.
ليلي گلستان خواهرکاوه هم از شيرين عبادي تشکرکرد.مهندس توسلي همسر شيرين عبادي هم درميان جمعيت بود.هنگامي که شيرين عبادي خداحافظي مي کرد جمعيت زيادي دورخودروي شان جمع شده بود.همسرش رانندگي مي کرد.
ماه ساندويچ آمد!!درسال هاي گذشته سالن پينگ پنگ اداره پاتوق ما روزه خواران بوداما امسال انگاربايد پي جاي ديگري باشيم. کليدآن جا راازهرکسي که داشت پس گرفته اند.انگارچيزهايي بو برده اند.فردا يا پس فردا ماه رمضان مي آيد.ماه يبوست، ماه بوي گند دهان روزه گيران،ماه خريدن سكه ي بهار آزادي و ماه مونتاژ کردن ساندويچ!!!دراين ماه پردردسر اگر گذارتان به طرف هاي ميدان توپخانه بيفتدمنظره ي جالبي مي بينيد.يادم مي آيد ته لاله زار مغازه ي بود که درماه نامبارک ساندويچ کالباس مي فروخت.کرکره اش تا نيمه پايين بوداما اهل بخيه مي دانستند که داستان ازچه قرار است.مي رفتي جلو چندتا تقه مي زدي به کرکره ي فلزي و بعد که سروکله ي طرف پيدا مي شد حاجت ات را مي گفتي.طرف هم کيسه فريزري برمي داشت چند پر گوجه مي انداخت توش، پشت بندش نان ساندويچي توخالي وچندتا خيارشور وسرآخر هم چند برگ كالباس.بعدش هم مي گفت« سواركردن اش ديگه با خودت داداش!!» اين جوري خلافي مرتكب نمي شد.چون فروختن ساندويچ ممنوع است نه فروختن اجزاي ساندويچ!!
به هرحال رسيدن اين ماه را به تمامي روزه خواران تسليت مي گويم.خداوكيلي جاي ديگري را درجهان سراغ داريد كه غذا خوردن هم نوعي كنش سياسي باشد؟!!

بازگشت به بالا